السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

486

تفسير الميزان ( فارسي )

آرامش و گرمى يافته « 1 » . و كلمه « شهاب » به طورى كه در مجمع آمده ، نورى است كه چون عمود از آتش بر خيزد و همچنين هر نورى كه مانند عمود امتداد داشته باشد به آن شهاب مىگويند و مراد از شهاب در آيه مورد بحث شعله اى از آتش است « 2 » و در مفردات گفته : شهاب به معناى شعله اى از آتش افروخته است كه بالا رود ، يا شعله اى كه در جو پيدا شود « 3 » . و نيز در مفردات گفته : كلمه « قبس » به معناى آن مقدار آتشى است كه از آتشى ديگر بردارى « 4 » و كلمه « تصطلون » از اصطلاء است كه به معناى گرم شدن با آتش است . سياق آيه ماجرايى را كه از اين داستان در سوره هاى ديگر آمده تاييد نموده و گواهى مىدهد بر اينكه موسى ( ع ) در اين هنگام كه از دور آتشى ديده ، داشته خانواده اش را به سوى مصر مىبرده ولى در بين حركت راه را گم كرده ، و خودش و خانواده اش دچار سرما شده بودند و شب هم شبى بسيار تاريك بوده است در اين هنگام از دور آتشى ديده ، خواسته است تا نزديك آن برود تا اگر انسانى در كنار آن آتش يافت ، از او راه را بپرسد و يا پاره اى آتش بگيرد و نزد اهلش برده در آنجا هيزمى آتش كند تا گرم شوند ، لذا به خانواده اش گفت : اينجا باشيد كه من احساس آتشى كردم و آن را ديدم ، از جاى خود تكان نخوريد كه به زودى از آن آتش ، يعنى از كنار آن آتش خبرى مىآورم و به راهنمايى او راه را پيدا مىكنم و يا شعله اى از آن آتش را مىآورم تا هيزمى آتش كنيد و گرم شويد . و نيز ، از سياق بر مىآيد كه آتش مذكور تنها براى آن جناب هويدا شده ، و غير او كسى آن را نديده است ، و گر نه بطور نكره نمىگفت : من آتشى مىبينم ، بلكه آن را نشان مىداد و به آن اشاره مىكرد . و اگر كلمه آوردن را تكرار كرد ، و يك بار در آوردن خبر و بارى ديگر در آوردن آتش آن را به كار برد ، با اينكه ممكن بود بفرمايد : « سآتيكم منها بخبر او شهاب . . . » ، براى اين بود كه نوع اين دو آوردن ، مختلف بود . * ( « فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَها وَسُبْحانَ اللَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * يعنى وقتى نزد آتش آمد و آنجا حاضر شد ندايى به گوشش خورد كه * ( « أَنْ بُورِكَ . . . » ) *

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 211 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « شهب » . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « قبس » .